قرارگاه فرهنگی یک بچه ارزشی

قرارگاه فرهنگی یک بچه ارزشی

اللهم اجعل محیای محیا محمد(ص) و آل محمد و مماتی ممات محمد(ص) و آل محمد

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پیوندها
پیوندهای روزانه
۱۴
آبان
غدیر کربلای عوام بود و کربلا ،غدیر خواص.....

در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد جفا شد و در کربلا با آنکه بیعت برداشته شد وفا شد

امام خامنه ای

  • رضا غفاریان
۱۰
آبان
روز امضا شدن حکم علی، نزدیک است...

  • رضا غفاریان
۱۰
آبان
خیزید و ببینید تجلای خدا را                      در بیت ولا مشعل انوار هدا را

آن عبد خدا وجهه معبودنما را                    رخسار علی ابن جواد ابن رضا را

از پاره دل در قدمش گل بفشانید
                عیدی ز رضا و ز جوادش بستانید

  • رضا غفاریان
۰۷
آبان
سلام دوستان

به عنوان یک دانشجوی بسیجی باید مطالبه گر باشم

این وظیفه منه پس در راستای وظیفه ام میخوام سخنی مطالبه گرانه داشته باشم

آقایان سران سه قوه

آیا درست زمانی که رهبر در مورد اتحاد بین قوا صحبت میکند شما باید سر مسائل هیچ و پوج به جان هم بیفتید؟

آیا واقعا مملکت همه چیزش درست و حل شده است و شما فقط همین یک مشکل را در قوه خودتان دارید؟

آیا گرانی های موجود و عدم نظارت ها را نمی بینید؟

آیا مشکلات مردم در دادگاه ها را نمی بینید؟

آقایان!شما هر کدام یک بازوی این مملکت هستید.اما باید بدانید یک بازوی نظام نه تمام و کل نظام.

واقعا مشغله هایتان تمام شده است که یکی نامه مینویسد و دیگری جواب و همینطور جواب پشت جواب؟

شما را به خدا در این برهه حساس تحریم به جای آبیاری بذر تفرقه کمی هم نهال خشکیده محبت و اتحادتان را آبیاری کنید.

من وظیفه ام مطالبه گری است:

از تک تک شما مطالبه دارم:

شما را به خدا خون به دل پسر فاطمه(س)امام خامنه ای نکنید

  • رضا غفاریان
۰۵
آبان
سلام


به امید این روز

التماس دعا دارم از همتون

  • رضا غفاریان
۰۲
آبان


از دعاهای حضرت امام سجاد علیه السلام در روز عرفه است که:
خدایا! مرا شاکر و صابر گردان و مرا در چشم خویش خوار
و در نظر مردم بزرگوار گردان .

خدایا! در همه کارها عاقبت ما را به خیر کن
و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نگهدار .

خدایا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش
و به تقوا عزیز کن و به عافیت زیبایی ده .

خدایا! از زوال(1) نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانی
و همه چیزهایی که مایه ناخشنودی توست به تو پناه می‌برم .
خدایا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوسهای بد
و مرضهای بد به تو پناه می‌برم .
خدایا! سحرخیزی را بر امت من مبارک ساز .

خدایا! تو را به غیب دانی
و قدرتی که بر آفرینش داری سوگند می‌دهم
تا موقعی که زندگی را برای من بهتر می‌دانی
مرا زنده نگهدار
و موقعی که مرگ را برای من بهتر می‌دانی
مرا بمیران
                                
خدایا! از تو می‌خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان
نصیب من کنی و در حال خشنودی و خشم کلمه اخلاص را
به زبان من جاری نمایی و در حال فقر
و توانگری میانه‌روی را شعار من سازی .
خدایا! چنان که خلقت مرا نیک کردی سیرتم را نیز نیک کن .
خدایا! هر کس عهده‌دار کار امت من شد
و بر آنها سخت گرفت، بر او سخت ‌گیر
و هر کس عهده‌دار کار امت من شد
و با آن‌ها مدارا کرد با او مدارا کن .

خداوندا! یک لحظه مرا به خودم واگذار مکن
و چیزهای خوبی که به من بخشیده‌ای، از من باز مگیر.

خدایا بر محمد و خاندان پاکش درود فرست .
درودهای پربرکت و پاکیزه و فزاینده‌ای
که صبح‌گاهان و شامگاهان در رسند،

و درود فرست بر ایشان و بر ارواح‌شان،
و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور،
و احوالشان را به سامان‌ آر،
و ما را به رحمت خود در جایگاه امن و امان
در کنار ایشان قرار ده،
ای مهربانترین مهربانان.(2)

 

پی‌نوشتها:
1- زوال: از بین رفتن، نابود شدن .
2- منتخبی از دعای امام سجاد علیه‌السلام در روز عرفه،
مترجم: حسین انصاریان .
منبع:
ماهنامه موعود، ش 71 .

  • رضا غفاریان
۰۲
آبان

بچه هایی که میخونم نمره درس آمادگی دفاعیشون رو 20 شدن دیگه لازم نیست خرداد بیان سر جلسه امتحان الان هم میتونن برن تو حیاط بازی کنن!!!! تعطیلات خوش بگذره....

زهرا عرب، فائزه شبانیان، فاطمه کریمی، مینا ربیعی، فاطمه شمس، پریسا رضایی، محدثه مهدوی نیا، پریسا زندیان، الهام حسن‌زاده، ریحانه شریفی، زهرا عباسیان، هانیه انتظامی، آمنه خاکسار، نرگس کوهی کمال، مرضیه سلیمی، مرضیه احمدی، مریم خاقانی، مائده فرهمندیان، رویا عسگری، شبنم مقدسی، زهرا غفاری، ماندانا الهیان، مژگان هادی‌پور


امیدوارم صبری بیشتر از صبر ایوب ، درد و غم این فاجعه رو برای مادر و پدراشون کم رنگ بکنه!

 

 

  • رضا غفاریان
۲۱
مهر



ای حضرت قائم...

باور کن سخت است این چشم براهی ها...برای ما که زبان و دلمان یکی نیست

اما هر چه هستیم دوست داریم همیشه زیر حرم نگاه تو باشیم...به دلمان افتاده با این حال هم رها نمیشویم

خدا عجب حوصله ای دارد

  • رضا غفاریان
۱۸
مهر
سلام دوستان

بچه های خراسان شمالی: سلام ما را نیز به مولایمان برسانید



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنانشان در دیدار نیروهای مسلح شمال کشور و خانواده‌های آنان در نوشهر فرمودند: «مبادا آن صفاتی، خصالی، مناقبی که متناسب با وجود ولی‌عصر (ارواحنا فداه) هست، اینها را تنزل بدهیم در سطح انسانهای کوچک و ناقصی مثل این حقیر و امثال این حقیر.»

اگر کسى در مقابل جوانان ادّعا کند و بگوید نظام اسلامى ما هیچ عیبى ندارد و همان قالبى را که اسلام خواسته، ما پیاده مى‌کنیم، گزاف گفته است. به‌هیچ‌ وجه این‌طور نیست.

اما آنچه که حقیقت است، این است که ما به عنوان مسلمانانى که راهمان را شناخته‌ایم، تصمیم خود را گرفته‌ایم و نیروى خود را براى این راه گذاشته‌ایم؛ با همه وجود در این راه حرکت مى‌کنیم و ادامه خواهیم داد.

  • رضا غفاریان
۱۶
مهر

ما که در فلان گوشه سازمان مشغول کار هستیم دائم باید آن شغل را جدی بگیریم و به آن برسیم.

آن را همان کار مهمی بدانیم که به ما محول شده و خودمان را در آن شغل بسازیم...

در جبهه به یکی می‌گویند سر برانکارد را بگیر و مجروحان را ببر، به یکی می‌گویند آرپی‌جی بزن؛  به یکی می‌گویند برو نگاه کن، هروقت دیدی کسی می‌آید، ما را خبر کن. بنابراین هرکسی کاری می‌کند. چنانچه هر کدام این کار را نکردند، جبهه شکست خواهد خورد...

در جمهوری اسلامی هرجا که قرار گرفته‌اید همان جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است.

05/۱۲/1370 - بیانات حضرت امام خامنه‌ای(مدظله العالی) در دیدار مسئولان سازمان تبلیغات اسلامى
  • رضا غفاریان
۱۵
مهر

دیدار شاعران ۹۱ | شعرخوانی عالیه مهرابی

در سالروز ولادت حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام محفل شعرخوانی جمعی از شاعران کشور در حضور آیت‌الله خامنه‌ای برگزار شد. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن اشعار قرائت‌شده در این دیدار را منتشر می‌کند.

شعرخوانی عالیه مهرابی

به پیشگاه حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها
                               
قریه در قریه پریشان شده عطر خبرش
نافه‌ی چادر گلدار تو با مشک ترش
جاده خوشبو شده انگار که بیرون زده است
عطر دلتنگی گل از چمدان سفرش!
قدمت پشت قدم‌های برادر جاری
کوه سرریز شده چشمه به چشمه هنرش!!
در سفرنامه نوشتن چه مهارت دارد
اشک چشمان تو با آن قلم شعله‌ورش
گرچه دلتنگی تو سبک خراسانی داشت
مانده در دفتر قم، بیت به بیت اثرش
عطر معصوم تو در صبح شبستان پیچید
کرد آیینه در آیینه پرآوازه‌ترش!
پر از آواز کبوتر شده این شهر انگار
که خراسان به قم افتاده مسیر و گذرش!
بی‌گمان دور ضریح تو نمی‌گردانند
هرکه چون دانه‌ی اسپند نسوزد جگرش!

  • رضا غفاریان
۱۴
مهر

میخواست برای عروسیش کارت دعوت بنویسه.اول رفته بود سراغ اهل بیت.یک کارت نوشته بود برای امام رضا(ع) مشهد. یک کارت  برای امام زمان(عج) مسجد جمکران، یک کارت هم به نیت حضرت زهرا(س) انداخته بود توی ضریح حضرت معصومه(س).

قبل عروسی بی بی تومده بود به خوابش فرموده بود:«چرا دعوت شما رو رد کنیم؟چرا به عروسی شما نیایم؟کی بهتر از شما؟ببین همه آمدیم. شما عزیز ما هستی.»

سردار شهید مصطفی ردانی پور(فرمانده قرارگاه فتح)

خط عاشقی2-خاطرات عشق شهدا به حضرت زهرا(س)-تدوین:حاج حسین کاجی

  • رضا غفاریان
۱۲
مهر

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای عصر امروز (یکشنبه) با حضور در یکی از بیمارستان‌های تهران از آیت‌الله حسن‌زاده آملی عیادت کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار در جریان مداوای آیت‌الله حسن‌زاده آملی قرار گرفتند و سلامتی ایشان را از خداوند متعال مسألت کردند.

  • رضا غفاریان
۱۱
مهر
من به قدقامت یاران نرسیدم ای کاش

                                               لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم

شهادت شهادت همه آرزومه

                                              شهادت شهادت رویای ناتمومه

التماس دعا از همه دوستان

  • رضا غفاریان
۱۰
مهر

در آبان سال 1363 شهید زین‌الدین به همراه برادرش مجید (که مسئول اطلاعات و عملیات تیپ 2 لشکر علی‌بن ابیطالب(ع) بود) جهت شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت حرکت می‌کنند. در آنجا به برادران می‌گوید: من چند
ساعت پیش خواب دیدم که خودم و برادرم شهید شدیم!
موقعی که عازم منطقه می‌شوند، راننده‌شان را پیاده
کرده و می‌گویند: خودمان می‌رویم. حتی در مقابل درخواست یکی از برادران، مبنی بر همراه شدن با آنها، برادر مهدی به او می‌گوید: تو اگر شهید بشوی، جواب عمویت را نمی‌توانیم بدهیم، اما ما دو برادر اگر شهید بشویم جواب پدرمان را می‌توانیم بدهیم.
فرمانده محبوب بسیجیها، سرانجام پس از سالیان طولانی
دفاع در جبهه‌ها و شرکت در عملیات و صحنه‌های افتخارآفرین، در درگیری با ضدانقلاب شربت شهادت نوشید و روح بلندش از این جسم خاکی به پرواز درآمد تا در نزد پروردگارش ماوی گزیند. همان طور که برادران را توصیه می‌کرد:
ما باید حسین‌وار بجنگیم؛
حسین‌وار جنگیدن یعنی مقاومت تا آخرین لحظه؛
حسین‌وار جنگیدن یعنی دست از همه چیز کشیدن در زندگی؛
ای کاش جانها می‌داشتیم و در راه امام حسین(ع) فدا می‌کردیم؛
از همرزمانش سبقت گرفت و صادقانه به آنچه معتقد بود و می‌گفت عمل کرد و عاشقانه به دیدار حق شتافت.
هفته دفاع مقدس مبارک
شادی روحشون صلوات.....

  • رضا غفاریان
۲۰
شهریور
سلام دوستان عزیز

دلم براتون خیلی تنگ شده بود

بالاخره برگشتم...

ولی قسمتی از دلم رو تو روستاهای اطراف بجستان جا گذاشتم

بچه های صلح آباد، قاسم آباد و سنجدک همیشه در ذهنم و قلبم خواهید ماند

از اینکه برام دعا کردید واقعا ممنونم

  • رضا غفاریان
۱۸
شهریور

یکی مدال میگیرد ؛ به یکی اسکار میدهند

هر دو بالا می روند ؛

یکی در نگاه ِ متفکرین ِ روشنفکر ؛ یکی در محضر ِخدا . . .!

  • رضا غفاریان
۱۶
شهریور

در سالروز ولادت حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام محفل شعرخوانی جمعی از شاعران کشور در حضور آیت‌الله خامنه‌ای برگزار شد. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن اشعار قرائت‌شده در این دیدار را منتشر می‌کند.


شعرخوانی وحیده افضلی

به آرمیتا دختر شهید رضایی‌نژاد

آرمیتا! بباف موهاتو! تا همه نگات کنن
همه‌ی فرشته‌های آسمون صدات کنن
هی بزن چرخ... بزن چرخ... بشین روی چمن
تا که گنجیشکا بیان گریه رو شونه‌هات کنن
توی چشمای سیاهت پر خنده... پر اشک
چی می‌شد گلوله‌ها نگا به گریه‌هات کنن
می‌دونی نقاشی‌هات، تاریخ کشورم می‌شن
یه روزی میاد که قهرمان قصه‌هات کنن
آرمیتا! اطلسی‌ها می‌خوان بیان رو دامنت
خودشونو قربون حالت خنده‌هات کنن
دوس دارم بالا بری بالاتر از ستاره‌ها
هی بری بالاتر و زمینیا نگات کنن
شک نکن یه روز میاد... یه روز که خنده‌های تو
همه‌ی قاتلای دنیا رو کیش و مات کنن
آرمیتا! موهاتو کوتاه نکنی! کبوترا
اومدن لونه توی قشنگی موهات کنن
تو می‌خوای حضرت آقا رو «پدر» خطاب کنی
حضرت آقا می‌خوان تو رو «پری» صدات کنن

آرمیتا رضایی نژاد فرزند شهید داریوش رضایی نژاد به همراه مادرش در سفر حج

  • رضا غفاریان
۱۵
شهریور
برای تو می نویسم خواهرم...
برای تو که حاضر نیستی در این گرمای داغ و طاقت فرسای تابستان چادرت را در ازای لذت خنک شدن معامله کنی و کنار بگذاری. برای تو می نویسم،

برای تو که حاضر نیستی چادرت را با لذت ظاهریِ خوش تیپ شدن، با لذت دیده شدن و با لذت پوشیدن لباس های تنگ و کوتاه و رنگارنگ عوض کنی.


برای تو می نویسم برای تو که دشواری های پوشیدن چادر را در مدرسه، دانشگاه، محل کار، کوچه و خیابان تحمل می کنی اما آن را کنار نمی گذاری.


برای تو می نویسم، برای تو که چادرت را به شایستگی در
تن خود حفظ می کنی و حرمت چادر را در جامعه با شلخته پوشیدن و رها کردن آن نمی شکنی.

برای تو می نویسم، برای تو که از عمق جان باور داری که شهدا سرخی خونشان را به سیاهی چادر تو امانت داده اند و تو باید امانتدار خوبی باشی.


برای تو می نویسم، برای تو که وقتی پیش از یک خانم بدحجاب وارد فروشگاه می شوی فروشنده حق تو را فراموش می کند و به کار آن خانم بدحجاب سریعتر رسیدگی می کند


ولی این بی عدالتی ها نه تنها تو را سست نمی کند بلکه اراده ات را قوی تر می کند. برای تو می نویسم، برای تو که هنگام ورود به دانشگاه چادرت را درون کیفت نمی گذاری

بلکه آن را با افتخار بر سَرَت حفظ می کنی و مایه ی مباهات خود می دانی.برای تو می نویسم، برای تو که وقتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی زنان شیک و باسوادو موفق را


بدون چادر، و زنان ساده لوح و سخن چین را چادری نشان می دهد غمگین می شوی و اشک در چشمانت حلقه می زند ولی این بی مهری ها تو را از داشتن حجاب پشیمان نمی کند.


برای تو می نویسم، برای تو که هم حجاب ظاهر داری و هم حجاب باطن و همچون خیلی های دیگر نیستی


که چادرت وسیله ای باشد برای سرپوش گذاشتن بر نگاه ها و پیامک ها و دوستی های مفسدانه ات.


چه بی حساب می بخشی و چه حسابگرانه تسبیحت می کنند.

  • رضا غفاریان
۱۴
شهریور
سفرهای مشهد مقدسی که من برای بچه های دانشگاه تدارک می دیدم غالبا با استقبال پسران و دختران مذهبی روبرو می شد ولی این بار نمی دانم چرا اینگونه امام رضا بین این همه بچه ها صف اول نماز جماعتی ،این افراد به ظاهر غیر مذهبی و مثلا بی حجاب را طلب کرده بود!

بگذارید از اول سفر برایتان بگویم سفری که با خواهران دانشجو جهت زیارت مشهد مقدس برگزار شده بود از میان اتوبوسی که ما با آنها همسفر بودیم حداکثر چند نفر انگشت شمار با چادر الفت داشتند .


لذا وقتی وارد اتوبوس شدم کمی ترسیدم از اینکه عجب سفر سختی در پیش دارم.نمی دانستم با این همه بی حجاب و ... چگونه باید برخورد کنم مخصوص چند نفر از آنها که خیلی شیطنت داشتند ناچار مثل همیشه به ناتوانی خود در محضر حضرت وجدان عزیز اعتراف کرده و دست به دامن صاحب کرامت امام ثامن حضرت رضا (ع) شدم.

یکی از اتفاقاتی که باعث شد خستگی سفر را به طور کلی فراموش کنم لطف خدا در اجرای امر به معروف و نهی از منکر بدون چماق بود

داستان از اینجا شروع شد روز اول تصمیم گرفتم برای چادر سخت گیری شدید نکنم لذا چند نفر از دختران دانشجو که سوئیت انها معروف به سوئیت ارذل و اوباش بود(اسمی که بچه ها بخاطر شیطنت بیش از اندازه برایشان انتخاب کرده بودندو خودشان هم خوششان می آمد) و بقول همه همسفران دردسر سازهای سفر بودند تصمیم گرفتند به صورت دسته جمعی برای خرید به بازار بروند اما چون تا به حال به مشهدمقدس نیامده بودند

وبه وقول یکی از آنها فقط به خاطر تفریح سفر مشهد امدم

لذا از من خواستند که به عنوان راهنما با انها بروم من هم با تردید قبول کردم وقتی که به راهروخروجی هتل آمدند متوجه وضعیت و پوشش بسیار نامناسب آنها شدم لذا سرم را پایین انداختم و کمی خودم را ناراحت و خجالت زده نشان دادم

سرگروه بچه هاکه متوجه قضیه شده بود با تعجب گفت: ((حاج اقا مگر چادر برای بازار رفتن هم الزامی است؟))

گفتمSad( از نظر من نه! ولی به نظر شما اگر مردم یک روحانی را با چند نفر دختر بدون چادر ببینند چه فکری می کنند؟))

یکی از بچه ها بلند گفت : ((حق با حاج اقا است خیلی وضعیت ما نا مناسب است هرکس ما را با این پوشش با حاج اقا بینند یا گریه می کند یا می خندد و یا از تعجب اشتباهی با تیر چراغ برق تصادف می کند))

بقیه غیر از دو نفر حرف او را تایید کردند

ولی یکی از مخالفان گفت: ((حاج اقا من و مادرم و تمام خانواده ما در عمرمان یکبار هم چادر نپوشیده ایم لذا نه تنها بلد نیستم ! بلکه از چادر متنفرم ! من دوست ندارم با چادر خودم را زندان کنم !حیف من نیست که زیر چادر باشم اصلا وقتی چادری ها را می بینم حالم به هم می خورد.ودلم می خواهد دختران چادری را خفه کنم ))

گفتم Sad( به فرض که حق با شما است ولی خود شما هم اگر یک روحانی را با دختران مانتویی بینی در بازار تعجب نمی کنی؟ اصلا برای تو قابل تصور است یک روحانی مسئول دختران بی چادری باشد؟ گفت : قبول دارم ولی سخت است چادر پوشیدن!))

گفتم Sad(حالا شما یکبار امتحان کنید یکبار که ضرر ندارد تا بعد از آن که می خواهید وارد حرم امام رضا بشوید و چادر الزامی است حداقل یاد گرفته باشید که چگونه چادر سر کنید .))

بالاخره با بی میلی تمام چادر بر سر کرد و گروه ۷ نفره اراذل اوباش که ۴ نفر آنها شاید اولین بارشان بود چادر بر سر می کردند مثل بچه های خوب و مثبت همراه من به راه افتادند .

اگر کسی اولین بار آنها را می دید می گفت گروه امر به معروف خواهران هستند!

اما اصل قضیه از وقتی شروع شد که یک دزد کیف قاپ به کیف همان دختر مخالف چادرکه می خواست دخترانی چادری را با دست خود خفه کند! حمله کرد.

ولی وقتی آن اقا دزده می خواست کیف دستی آن خانم را که پر پول بود به علت اینکه آن دخترخانم چادر بر سر داشت موفق به گرفت کیف او که قسمتی از آن زیر چادر بود نشد .و قضیه به خوبی تمام شد.

همین که این اتفاق به ظاهر ساده افتاد همان خانم پیش من آمد و گفت :

((حاج اقا چادر هم عجب چیز خوبی است و من نمی دانستم.

فکر نمی کردم چادر اینقدر بدردم بخورد. حاج‌اقا بخدا هیچ وقت در عمرم به اندازه ای امروز که با چادر به بازار آمدم احساس امنیت نکرده بودم))

وقتی این حرفها را به من می گفت من در رویای خودم غرق شده بودم و پیش خودم می گفتم :

((خدایا ای کاش همه بچه مذهبی ها که خاک پای همه آنها طوطیای چشم من است می دانستند که لذت و اثر امر به معروف و نهی از منکر بدون چوب و چماق چقدر زیاد است و برعکس اثر معکوس تذکر دادن با تندی و خشونت و چوب و چماق چقدر زیاد است.))

و تعجب و لذت زیارت امام رضا برای من آن زمان زیاد شد که دیدم تا آخر سفر آن خانمی که حاضر نبود به هیچ وجه چادر بپوشد هیچ چیزی حتی خنده دیگران  و خانواده مخالف چادر نتوانستند چادر را از سر این دختر خانم که از مدیران محترم ارذل و اوباش دانشگاه بود بردارد! .

منبع:خاطرات باور نکردنی یک حاج آقا

  • رضا غفاریان